” مـــَـــردها ” در عین پیچــیدگی اخلـاقــ سگیــتــو بــهــ جــونــ میخــرمــ اگــهــ مرامتــمــ مثــهــ ســگــ بـاشهــ...
در عـــاشقی روش ساده ای دارند !
” تــو را بخواهند برایت می جنگند ”
“تــو را نخواهند با تــو می جــنگند ”

اين
روزهـــا ... خره من بی تو میمیرم چرا اخه؟ چرا؟ تو عشق منی بفهم من هرزه نیستم وگرنه تا الانه باید تعویض میشدی! یادته بهت گفتم من ته همه چیزم بو خدا دیگه نمیتونم نمیتونم نمیتونم باز این روزا زده به سرم بدجور کاش الان زنگ میزد میگفت:...خیلی دلم برات تنگ شده...
براي تـنـهــــــا شـُدن ،
کـافـيـسـت ... کمي صـادق
بـاشي !!!


هیچوقت به آرزوهای کسی نخند،
شاید فقط همینا براش
مونده…
جُـستار ِبی دلیل ِ عشـق
میخواهد
و مَن
در تکاپوی لمس تسکــین و آرامش
واژه هـا را
به سـمت تو نــشانه گرَفـته ام ...
همینجا که اگر گم شوی
به جای آن که دنبالت بگردند
فراموشت می کنند

عجب از آدمایی، که نشانههایت را میبینند و انکارت میکند ...
و عجب از تو که انکارشان را میبینی و مهربانی میکنی...
فرق نداره شرق یا غرب
شمال یا جنوب
من تورا به هر جهت دوست دارم
بــہ بعضیا باید بگــے : عزیزم تـפ رפی پاهات نمیتـפنــے وایســے ! چــہ برســہ رפ حرفاتـــ !
دلم سفر می خواهــــد ... نه برای رسيدن به جایی .... فقط دلتنگ رفتنم ... از یکی بود و یکی نبود گذشت سهم من همیشه این بود : یکی بود یکی نابود
کـــــــــارم
اگه به یــــــه نفر قول دادے باهــــــاش بمونے ... دیگه حق ندارے چراغ امیــــــد دلشو خــــــاموش کنے ... رو حرفــــــت باش و عاشقش بــــــاش... مطمــــــئن باش دنیــــــاشو به پات میــــــریزه...
ســـ ـلامتیه سربازی کــه تو ایـست بــآزرسی شیـشه ی مـشروب رودید توماشین ولی هیـچـی نـگـفت...نیگاشون کردو با بغض
بهشون گفــتـــــ: ...بـــه
ســــ ـ ـلـامـتـیـه عـــشـــق مــنم یـه پـیـکــ ـــ بـزنــیـــد ...آخــــــــــــه امــــــشــــــبـــــ ـــــ ـ عروسیشه
هی غریبه... رو کسی دست گذاشته ای که همه ی دنیای من است... بی وجدان آنقدر راحت به او نگو عزیزم!!!
به عاشق گفتند عشق چیست؟چیزی نگفت. آهی کشید و سخت گریست!!!!!!
به نوجوانی گفتند عشق چیست؟گفت:رفیق بازی
به جوانی گفتند عشق چیست؟گفت:پول وثروت
به پیری گفتند عشق چیست؟گفت:عمر
ای
جهان گر من نمیزادی اجاقت کور بود من
که خود راضی به این خلقت نبودم زور بود من
چه باشم گر نباشم هیچ کس دلتنگ نیست من
بمیرم یا بمانم کاره دنیا لنگ نیست
: امتحان ایین نامه داشتم سرهنگ پرسید: دور زدن کجا ممنوعه؟ گفتم تو عالم رفاقت .....لبخندی زدو گفت پیاده شو قبولی..! سلامتی همه رفیقام....

مثل خـُودکُشے استــ بــآ تيـــغ کــُنـــב
نفـس هــایـمْـ ـ تُنـد تنـد مـے زننـد
مـے شنـوـے ؟؟قـلبَـمــ بـﮧ شُمـاره افـتـادِه !
تــُو ڪِـﮧمـܨتـوانـܨدعــایے کــטּ شمـارشَش مـعکــوس بـاشد .. !!!

دلخور که میشوم بغــــــــض میکنمـــ
می آیم پشت صفحه ی مانیتورم کامنت مینویسمـــ
صورتـــــــــــــــ ــــــــــــک میگذارمـــــــ
صورتکی که میخندد و پشتش قایم میشومــــــــــ
که فکر کنی میخندم وبخندیــــــــ!!!
اشـــــک هایم می آیند و من مدام با صورتک مجازی ام
میخنــــــــــــــدمـــــ:-)........................:-(

حواست باشد.....
مجــــازی هستم...
امــــا...
دلمـــــ مجازی نــــیست...
میشکند...
حواست به تایــــپ کردنت باشــد...

به مـــد پوشـــان بگوييد كــــه آخــــريـن مــــــد كفــــن است

فشار آرام دستانت را دوست دارم
وقتی که مردانگیت را به رخ انگشتانم می کشی
اين هر از گـاه عـاشقانـه نوشت هـا هـم تـه مـانده ي
همانيست کـه بـه آن
خــَنديدي !
"عشـــــق"
نـمي رسيــد
"غــرور"ام
را
زير پا گذاشت تا برسد!!
هيچ كس مـــــرا دوست ندارد
هيچ كس به مــــــــن توجه نمي كند
هيچ كس برايــــــــم هلو و گلابي نمي خرد
هيچ كس به من شيرينـــــي و نوشابــــــه نمي دهد
هيچ كس به شوخيـــــــهاي من نمي خنـــــدد
هيچ كس موقع دعـــــوا به من كمك نمي كنـــــد
هيچ کس برايــــم مشق نمي نويسد
هيچ كس دلش برايــــــــم تنگ نمي شود
هيچ كس برايم گريـــــه نمي كند
هيچ كس نمي دانــــــد كه چه بچه خوبي هستم
اگر كسي از من بپـــــــرسد كه بهترين دوستــم كيست
توي چشمش نگاه مي كنـــــم و مي گويم : هيچ كس
ولي امشب خيلي ترسيــــــــدم
آخه بلند شدم ديــــدم هيچ
بلند صدا كــــردم اما هيــــــچ كس جواب نداد
در تاريكي كه هيـــــــــــچ كس تحمل نمي كنه
بلند شـــدم و به همه جاي خونــــه سر زدم
اما هر جايي كه نـــــگاه كردم يكنفر را ديدم
و آنقدر گشتم كه خستـــــه شدم
حالا كه صبـــــح نزديكه
ترسي نــــــدارم
چون هيچ كس نرفتــــــــه
ریسمان پــــاره را می تـــــــوان دوباره گره زد دوبــــــاره دوام می آورد اما هر چـــــه باشد ریسمــــــان پـــــــاره ای ا ست شایـــد ما دوباره همدیــــــگر را دیدار کنیـــــم اما در آنجـــــــا که ترکــــــم کردی هر گــــز دوبـــــــاره مرا نـــــخواهی یافت
ای یگانه همدم تنها یـــــی هـــــــای من :
قلبی به وسعت دریـاهــــــا بـرای عشق ورزیدن
احساسی بـــــه لطافت گلهــــا بــــرای مهربــــــانــی
فرصتــی بـــــــه روشنــی خورشیــــد بــــــرای عبـادت
دستــــــــــی بــــه ظرافت نسیــــــــــم بــــــرای یـــــــاری
راهی بـــــه زلالــــــی رود بــــرای رسیــــدن بـــه خوبــی ها
ردپایـــــــــــی به سفیــــــدی بــرف بـــرای مانــــــدگاری
وبارانــــــــــی بــــرای رویــش وانــدیشه های نــــو
اشکــــــی ازعصـــاره وجـــــود بـــرای آ رامش
و آرامشی برای دستبابی به معنــــای زندگی
عمـــــری بــــــــه بلنــــــدای آسمـــان
و آ سمانی بـرای پرواز بـــــه سوی












