تنهایم......اما دلتنگ آغوشی نیستم خسته ام......ولی به تکیه گاه نمی اندیشمچشمهایم تر هستند و قرمز....... ولی رازی ندارم چون مدتــهاست دیگر کسی را خیـــــلی دوست ندارم.

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 9:49 توسط احسان
|
تنهایم......اما دلتنگ آغوشی نیستم خسته ام......ولی به تکیه گاه نمی اندیشمچشمهایم تر هستند و قرمز....... ولی رازی ندارم چون مدتــهاست دیگر کسی را خیـــــلی دوست ندارم.
